اسمت که میاد حالم بد میشه یه تریلی غم از روم رد میشه مادرم میگه چته بیخودی باز اسمش اود دیوونه شدی میگه چته باز این حالت شده خجالت بکش چل سالت شده میگه با خودش باز شد عین روح زیر لب میگه این شب میره کوه رفیقام میگن بسه بیجاره بعد پشتم میگن طفلی حق داره پشتم از تو تو مهمونی میگن برمیگردم از گرونی میگن/ روزبه بمانی
اشتراک گذاری در تلگرام
ممیدونی؟ من خسته ام می دونی؟ از یه جایی به بعد ازت بریدم میدونی؟ امید به زندگیم تقریبا صفره ولی هنوز زنده ام و دارم نفس میکشم هر ثانیه که می گذره دلم میخواد فرار کنم ولی همچنان ایستادم و به روی خودم نمیارم که جی تو سرم در جریان میدونی؟ منو شکستی بد شکستی خیلی بد ولی من هنوزم اعتقاد دارم خدا اون بالا هست میبینه و حواسش هست می دونی؟ الان نمیدونم می تونم ببخشمت یا نه ولی همه تلاشم اینه که دیگه برام مهم نباشه بخاطر تو نه حتی به خاطر خودمم نه بخاطر اون فرشته ای
اشتراک گذاری در تلگرام
درباره این سایت